تبليغاتX
آزادی حق نسبی یا...

آزادی حق نسبی یا...

 

محمد فدايي و بهنود شجاعي دو جواني که در هنگام ارتکاب جرم داراي سن زير 18 سال بوده و از لحاظ موازين و معاهدات بين المللي کودک محسوب و مشمول حکم اعدام نميگردند ، اين دونوجوان پس از طي نمودن پروسه پرابهام و پرتناقض قضائي خود و محکوم شدن به مرگ توسط دادگاههاي نوجوانان و عليرغم تلاشهاي تشکلات حقوق بشري براي نجات جان آنان جهت اجراي حکم اعدام در تاريخ چهارشنبه مورخه 22/3/87 (تاريخ 29 خرداد تغيير يافت) ساعاتي قبل از زندان رجايي شهر کرج به سلولهاي انفرادي واحد 240 زندان اوين منتقل شدند ، محکومين به مرگ طبق قاعده از 48 ساعت قبل از اعدام در اينگونه سلولها نگهداري ميشوند.
يقين است در صورت کم توجهي و اهمال تشکلات و مدافعين حقوق بشر اين نوجوانان تا 48 ساعت آينده همراه 9 زنداني ديگر اعدام خواهند شد . اين مجموعه براي نجات جان اين افراد از تمامي مجامع حقوق بشري استمداد عاجل مي طلبد

+ نوشته شده در  Mon 9 Jun 2008ساعت 22:37  توسط حبیبی از فنلاند  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh


 

اتحاديه اروپا خواستار لغو مجازات اعدام در مورد دو ايرانی شد که به جرم ارتکاب قتل در سن کمتر از هيجده سال به مرگ محکوم شده اند، اين اتحاديه صدور حکم اعدام برای اين دو جوان ايرانی و ديگر افرادی را که در کمتر از سن قانونی مرتکب جرم شده اند، نقض تعهدات بين المللی ايران اعلام کرده است.

ماده ۳۷ کنوانسيون حقوق کودک که دولت ايران از امضاکنندگان آن است، مجازات مرگ يا حبس ابد را در مورد افراد زير هيجده سال ممنوع کرده، مجلس شورای اسلامی امضای دولت ايران بر اين کنوانسيون را در سال ۱۳۷۲ تنفيذ کرده و شورای نگهبان نيز اين ماده از کنوانسيون را مغاير شرع اسلام يا قانون اساسی تشخيص نداده است.

دو جوانی که اتحاديه اروپا خواهان لغو حکم اعدام آنان شده، سعيد جزی و بهنود شجاعی نام دارند.

حکم اعدام سعيد جزی سه روز پيش (بيستم مه) به تأييد ديوان عالی رسيد و رئيس قوه قضائيه ايران به بهنود شجاعی که حکم اعدامش سال گذشته تأييد شد تا حدود دو هفته ديگر مهلت داده است که رضايت خانواده مقتول را برای نجات از طناب دار جلب کند.

بنابر حکم دادگاه شعبه ۱۱۸۳ تهران، سعيد جزی در سيزدهم ژوئن ۲۰۰۳ (۲۳ خرداد ۱۳۸۲) فردی به نام مرتضی جان زمين را‏‎ طی نزاع دسته جمعی به ضرب چاقو به قتل رسانده است.‏

وکيل او، محمد مصطفائی با اشاره به اينکه سن سعيد جزی هنگام وقوع جرم کمتر از هيجده سال بوده استدلال کرده که مقتول نيز پنج سال از سعيد جزی بزرگتر بوده و "با اقدامی ناشيانه و غيرمعقول" باعث قتل خود شده است.‏

محمد مصطفائی درگيری منجر به قتل ميان سعيد جزی و مرتضی جان زمين را اين گونه روايت کرده: سعيد جزی وارد اغذيه فروشی يکی از دوستانش می شود که در محله خودشان ‏واقع بوده و در حالی که دوستش در اغذيه فروشی حاضر نبوده، ساندويچی از روی پيشخوان بر می دارد و شروع به خوردن می کند، مرتضی جان زمين که بتازگی در اغذيه فروشی استخدام شده بوده و از دوستی سعيد با صاحب اغذيه فروشی بی اطلاع بوده، نسبت به سعيد فحاشی می کند که بدين ترتيب طرفين درگير می شوند و درگيری به قتل مرتضی می انجامد.‏

بهنود شجاعی که اتحاديه اروپا لغو مجازات اعدام او را نيز خواستار شده، ۲۸ مرداد ۱۳۸۴ (۱۹ اوت ۲۰۰۵) در حالی که هفده سال بيشتر سن نداشته، طی درگيری در ونک پارک در شمال تهران جوانی همسال خود به نام احسان (اميد) نصراللهی را به قتل رسانده است.

محمد مصطفائی که وکالت بهنود شجاعی را نيز به عهده دارد ماجرای قتل را اين گونه روايت کرده که يکی از دوستان بهنود به نام حسام با او تماس می ‌گيرد و موضوع اختلاف خود با اميد را مطرح می‌ کند، بهنود برای حل و فصل اختلاف ميان حسام و اميد به ونک پارک می رود و می ‌بيند که آنها در حال جر و بحثند، بهنود آنها را جدا می ‌کند اما اميد هنگام برگشت به بهنود ناسزا می ‌گويد و درگيری بين آنها آغاز می‌ شود و در نهايت به قتل اميد می انجامد.

بهنود شجاعی در دفاع از خود ادعا کرده که اميد چاقو در دست داشته و او برای دفاع از خود با تکه شيشه ‌ای يک بريدگی بر سينه وارد می کند و از محل می گريزد.

وی سپس دستگير و محاکمه شد، شعبه ۷۴ دادگاه کيفری استان تهران بهنود شجاعی را مجرم شناخت و در دهم مهر ۱۳۸۵ (دوم اکتبر ۲۰۰۶) حکم به قصاص (اعدام) او داد که اين حکم در نهم تير ۱۳۸۶ (سی ام ژوئن ۲۰۰۷) در شعبه ۳۳ ديوان عالی کشور تأييد شد.

بهنود شجاعی قرار بود سحرگاه چهارشنبه هفتم مه (هيجدهم ارديبهشت) در محوطه داخلی زندان اوين به دارآويخته شود اما يک روز پيش از اجرای حکم، رئيس قوه قضائيه به او يک ماه فرصت داد تا باز هم برای جلب رضايت خانواده مقتول تلاش کند.

وکيل بهنود شجاعی با طرح ايراداتی به پرونده، در مورد اينکه وی با وجود اعتراف به قتل، واقعاً قاتل اصلی اميد نصراللهی باشد ترديدهايی مطرح کرده است.

اما ايرادهای وکيل بهنود شجاعی و اعتراضهای بين المللی به حکم اعدام او باعث نشده که رئيس قوه قضائيه دستور رسيدگی مجدد به پرونده او را بدهد.

‏اين در حالی است که از چهار سال پيش رئيس قوه قضائيه ايران، صدور حکم اعدام برای افرادی که در سن کمتر از هيجده سالگی مرتکب جرمی شده باشند که مجازات مرگ برای آن در نظر گرفته شده باشد را ممنوع کرده اما دادگاهها همچنان به صدور چنين احکامی ادامه می دهند.

قوه قضائيه ايران نيز لايحه ای در مورد رسيدگی به جرائم افراد زير هيجده سال تدوين کرده که در صورت تصويب، حکم اعدام برای افرادی که پيش از ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده باشند صادر نخواهد شد.

دادن مهلت برای جلب رضايت خانواده مقتول نيز از جمله تمهيداتی است که قوه قضائيه ايران برای رهاندن اين دسته از محکومان از مجازات اعدام به کار می بندد.

شماری فعالان حقوق بشر می گويند در حال حاضر ۱۰۷ نفر که در سنين کمتر از هيجده سال مرتکب قتل شده اند در زندانهای ايران در انتظار اعدامند‎.‎

سازمان ديده بان حقوق بشر که در آمريکا استقرار دارد اين آمار را هفتاد نفر ذکر کرده است.

gooya.com
+ نوشته شده در  Sun 25 May 2008ساعت 18:27  توسط حبیبی از فنلاند  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh


وقتی غمنامه علي مهين ترابي را خواندم دست خودم نبود گریه ام گرفت و سیر گریستم شاید برای جوانی اش ٬ شاید برای بیگناهیش.

« پاييز گفت تا چند روز ديگر مي رود.
مامور زندان هم گفت قبل از رفتن پاييز تو هم مي روي .»
و حال من هم با تو لحظه ها را بی صبرانه میشمارم

اما تو شاید برای لولوي شب و من برای رهایی تو

« مرگ لالايي مي خواند، صداي خاموشش را مي شنوم »

و من میگویم صدای فریاد عدالت را می شنوم

و صدای آزادی را که تو را می خواند

تو بی صبرانه لحظه ها را می شماری

من نیز مثل تو

تو برای رفتن و من برای دیدن دوباره ات

من از امید میگویم و می خوانم اما تو ...

می دانم دوباره کوچه های سفید کوچه تو را می بینند

« پاييز دارد مي رود . من هم دارم مي روم.»

تو می دانی که پاییز می اید تو نیز دوباره می آیی

و من تو را پیش از پاییز دوباره خواهم دید

نمیدانم از بی عدالتی کدامین عادلی باید شکوه کنم و نمیدانم به کدامین عادلی باید التماس کنم نمیدانم اگر تو را با فریادهای شبو روزم صدا کنم هیچ اجابتم میکنی ٬ نمیدانم

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

ولی عزیزم اگر تو ناامید هستی بخاطر سیاهی آن دیوارها و آن نرده های لعنتی است که دور تو تاری به سیاهی تارهای شبانه دوخته اند اما من از امید میگویم و برای تو میخوانم

من اینجا تو را انتظار میکشم شاید پشت همین میله های آهنی و همان دیوار سیاه

مرا حس میکنی؟

تو را پیش از پاییز خواهم دید

 

+ نوشته شده در  Mon 12 May 2008ساعت 20:32  توسط حبیبی از فنلاند  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh


 

 

گزارش نشست سی یکم دفتر پژوهش
 
مشاهدات در حزب دمکرات کردستان ایران
 


در آغاز خبر های زیر مورد توجه قرار گرفت:
80 هزار پزشک در ایران مشکلات معیشتی دارند و نیمی از کارمندان دولت با درامد کمتر از پنج میلیون ریال در ماه در زیر خط فقر هستند
تصمیم وزارت علوم به اسلامی کردن علوم انسانی
کسر بودجه 70 هزار میلیارد ریالی دولت
حرکت یک ناو هواپیما بر دیگر امریکا به سوی خلیج فارس و برآورد تلفات 350 هزار نفری ایران در جنگ احتمالی

در بخش رسانه ها از جمله به مقالات استراتژی نوین پان ترکیسم از حمید احمدی و بحث هائی که در میان فدائیان اکثریت درباره سوسیال دمکراسی و سوسیالیسم دموکراتیک در گرفته است که می گویند چیزی میان سوسیالیسم و سوسیال دمکراسی است اشاره شد.

سپس آقایان عالم زاده و آجرلو و رنجبر و وطن پور درباره مشاهدات خود از اقامت سه ماهه در کردستان عراق که میهمان حزب دمکرات کردستان ایران بودند سخنانی گفتند.
آقای عالم زاده در سخنرانی خود مانند همه سخنرانان دیگر نخست از آقای دکتر علی رضا نوریزاده و دبیر کل حزب آقای پاشائی و آقای فرزاد فراهانی و تک تک هموندان حزب که در گرفتاری چند ماهه این چهار تن در ترکیه و سپس در عراق کمک کردند و نه تنها دوبار مانع اخراج آنها به ایران شدند بلکه زیر حمایت حزب دمکرات کردستان ایران قرار گرفتند سپاسگزاری کرد. هر چهار سخنران به فراوانی و بار ها از رفتار بزرگوارانه و میهمان نوازی بی دریغ اعضا و مسئولان حزب دمکرات کردستان ایران با خود او و توجه ویژه آقای مصطفا هجری دبیر کل حزب به امور هموندان حزب مشروطه ایران سخن گفتند که سبب شد آنها هیچ احساس غربت نکنند. آقای عالم زاده گفت ما نه تنها از همان امکانات اعضای خود حزب دمکرات کردستان ایران برخوردار بودیم بلکه علاوه بر آن نیز هر کمکی لازم بود به ما می کردند. سران و مسئولان "ح.د.ک.ای" همواره آماده دیدار و گفتگو با ما بودند و در همه گفتگو ها با دوستان عضو ح.د.ک.ای حتی یکبار سخنی جز دوستی و مهربانی از آنها نشنیدیم. وی گفت حزب دمکرات کردستان بسیار آبرومند و با انگیزه و از محبوبیت محلی خاصی برخوردار است و در کردستان عراق آن را به عنوان جماعت قاسملو می شناسند.. سخنران همچنین از فشار های زیادی که از ناحیه های گوناگون بر آن حزب وارد می شود یاد کرد و گفت اعضای حزب خود را ایرانی و کرد می نامند و خواهان آن هستند که انگ تجزیه طلبی به آنها زده نشود. انشعابی هم که سال گذشته در آن حزب روی داد برسر همین پیوند با ایران بود.
هموندان حزب در تماس های خود با هم دوستان ح.د.ک.ای. متوجه شدند که آنها آشنائی چندانی با دیدگاه های ما ندارند و تفاوتی میان راست میانه مشروطه خواه و سلطنت طلبان نمی گذارند. ما منشور حزب و همچنین چند مقاله را در اختیار آنها گذاشتیم و آنها نیز مرامنامه حزب خود را به ما دادند و در بر رسی آن متوجه شدم که در نود درصد موارد به هم شباهت دارند. آنها نیز مانند ما به رعایت ادب سیاسی اعتقاد دارند و گرایش به ایران را در آنها قوی دیدم. به زرتشت بسیار احترام دارند. می گویند جهانی فکر می کنیم و منطقه ای عمل می کنیم. ما همه از اقامت خود در میان دوستان حزب دمکرات خاطرات بسیار خوشی داریم و در هنگام خداحافظی چشمان مان پر از اشگ بود.

آقای آجرلو اظهار داشت که حمایت آقای نوریزاده و تماس مستقیم آقای پاشائی با دبیر کل ح.د.ک.ای. در این که موقعیت ما از میهمان بالا تر برود موثر بود و رعایت موازین حزبی از دو طرف باعث برقراری رابطه بسیار قوی میان ما شد. حزب دمکرات کردستان ایران تلاش دارد که نشان دهد خواهان جنگ و جدائی نیست. در پاسخ من که پرسیدم اگر قرار باشد میان ایران و کشور کردستان انتخاب کنید کدام را برمی گزینید در بالا تر ها می گفتند اگر چه آرزوی هر کردی است که کردستان را ببیند ولی ایران را انتخاب می کنیم. در پائین بی استثنا می گفتند ایران را انتخاب می کنیم. در پاسخ پرسش دیگر که اگر در ایران آینده همه حقوقی که می خواهید به شما داده شود ولی نظام فدرالی نداشته باشد نظر تان چیست می گفتند ما برای حق تعیین سرنوشت که در نظام فدرال هست می جنگیم و می خواهیم خودمان سرنوشت خود را تعیین کنیم. در گذشته دنبال خودمختاری بودیم ولی از داخل کردستان فشار زیادی بود و مجبور شدیم فدرالیسم را قبول کنیم.
آقای رنجبر گفت اعضای حزب دمکرات در رده های پائین نیز در نگهداری اسرار و انجام وظایف حزبی خوب پرورش یافته اند. حزب افرادی را تربیت می کند و به ایران می فرستد.
آقای وطن پور از روابط گرم شخصی و خانوادگی با دوستان حزب دمکرات سخن گفت و پذیرائی هائی که در خانه آن دوستان می شد.

واکنش حاضران به اظهارات دوستانی که اکنون پناهنده در سوئد هستند و گرفتاری ها شان پایان یافته است بسیار گرم بود و همگی زیر تاثیر میهمان نوازی و کمک های ارزنده حزب دمکرات کردستان ایران قرار گرفتند ولی اظهار نظر شد که با آنکه روابط شخصی در سیاست بسیار اهمیت دارد حوزه عمومی و خصوصی را می باید از هم جدا کرد. مواضع رسمی حزب دمکرات کردستان ایران قابل بررسی جدی و انتقادی است و می باید گفت و شنود را ادامه داد. قرار شد دستور نشست آینده دفتر پژوهش (یکشنبه 11 می 2008) نیز ادامه همین بحث ها باشد. ضمنا از سوی هموندان دفتر به شورای مرکزی پیشنهاد شد که کنگره ششم حزب در پائیز امسال با توجه به خدمات فریدون آدمیت از نظر شناساندن پیام انقلاب مشروطه و حق بزرگی که به گردن حزب دارد به کنگره فریدون آدمیت نامگزاری شود .

برگرفته از :  سایت حزب مشروطه ایران

 


 
حزب مشروطه ايران
 

+ نوشته شده در  Mon 12 May 2008ساعت 1:25  توسط حبیبی از فنلاند  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh


 

امروز پنج شنبه مورخه 19/2/1387 حمید طهاری عضو هیئت مدیره انجمن دوستداران محیط زیست اشنویه با قرار وثیقه 40 میلیون تومانی و آرام ابراهیم خاص با قرار وثیقه ده میلیون تومانی آزاد شدند.این دو نفر روز چهار شنبه یازدهم اردیبهشت ماه به همراه نسرین محمودی آذر دبیر کمیته زنان انجمن دوستداران محیط زیست اشنویه به دلیل تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه دستگیر شده بودند و نسرین محمودی آذر روز 16 اردیبهشت با قرار وثیقه 40 میلیون تومانی آزاد شده بود.لازم به یادآوری است که این دوستان قرار بود به همراه فعالین اتحادیه آزاد کارگران ایران در اشنویه مراسم مشترکی را به مناسبت اول ماه مه در این شهر برگزار کنند..

 

 

+ نوشته شده در  Sun 11 May 2008ساعت 0:17  توسط حبیبی از فنلاند  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh