تبليغاتX
آزادی حق نسبی یا...

 

 

 

وطن!

 تو دوست، دوست، دوست نمی داريم!

قلهء قرمزی بودم

          بر شانه های اساطير،

                   برآمدگاه خورشيد.

ريگی سياه در گذرگاهم کردی وطن!

افق را از شانه ام شُستی

تو قله، قله، قله را تاب نمی آوری!

 

حلقه ای که بر گلويم می تنگی

ادامهء دستان آسمانی توست.

                           

اين بيت آشفته

در شعر بلند جهان

مويهء جانفرسای توست

                            نيست؟!

وطن جان!

شغاد من!

اين چاه که رخش و مرا به مرگ می کشد

دهان فرزندخوار توست

                            نيست؟!

 

تو هی بگو غريبه نوازی !

مگر اين کهکشان شکسته

با ستاره های سرگردانش

در غربتی جهانگستر، حاصل تيپای تو نيست؟

                                               هست!

 

جهان پهلوانا! پدر!

خنجرت پهلويم را پهنهء خون کرده است و پهنای درد!

تو بازهم که پوست مرا زمرگ آکندی و

بر دروازه های جهان آويختی!

 

وطن! دروغ نگو!

تو دوست، دوست، دوست نمی داريم!

وقتی که تاج شکوهمند به سر داشتی

خواب من از تسمه های شبانگاهی و

 سرب های سحرگاهی ات خونين بود

اکنون که شب به خود پيچيده ای

بيداريم از حديث مرگ و آيات نيستی ات خونين تر است.

 

وطن جان!

تو در زندانهايت به من تجاوز کردی

                            نکردی؟!

تو دهانم را پر از خون و توبه کردی

خاک نشابور،

دشت خاوران

و گرمابهء کاشان را پوشش تن خونينم کردی

                             نگو که نکردی؟!

تو دوست، دوست، دوست نمی داری مرا ، خودت را!

                            نمی داری. نمی توانی بداری!

 

عشق من!

تو را تازيانه ای می بينم که برگرده ام فرود می آيد

شکلِ تير خلاصی تو!

شکلِ اسبی که گيسوانم را به دمش بسته اند و

                      برخارزار تاريخ می دود!

 

خدايت ببخشايد سلمان پارسیِ !

تو اهورايت را فرش  سم شترها کردی                         

نگو که نکردی!

 

دروغ نگو عزيزم!

تو آتش دانش و دوستی را

زير سنگ سياه خموشاندی

همين ساعتی پيش

اسيد به زيبائی درخشانم پاشيدی.

                            نپاشيدی وطن؟!

حالا هی نگو:

«اين که می گوئی نيستم فرزندم!»

                            پس چيستی؟

مام ميهن!

تو دوست دوست دوست نمی داری فرزندانت را.

تو آواز خوانت را تکه تکه نکردی؟!

اين تو نبودی، نيستی مگر که بر خود غلتيده ای

با پهلويت پهنهء خون و پهنای درد؟!

عزيزکم، دلم را کُشتی

حتا برايم سينه ای باقی نگذاشتی

که دمی سر برآن بگذاری و بموئی

حيف!

 

اگر وطنم  نيستی

چيستی؟!

اگر فرزند تو نيستم

کيستم؟!

 

 

ميرزا آقا عسگری ماني

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Thu 15 Jun 2006 و ساعت 21:7 |
 


 

در پي شکست تيم ملي ايران برابر مکزيک، نويسنده خيالباف ستون طنز «بازتاب» در يادداشتي به جمع‌آوري مطالب سانسورشده ۷ روزنامه وزين کشور و انتشار همزمان آنها پرداخت!

ستون «گفت‌وشنود» كيهان
گفت: ديدي تيم ملي ايران به تيم مكزيك باخت؟
گفتم: مگر مي‌توانستم نبينم؟ به كوري چشم رايس و بوش و بلر، دو تا چشم دارم كه سالمِ سالمند.

گفت: به نظر تو چرا برانكو به موقع تعويض نكرد؟
گفتم: اين مرد اجنبي، چي سرش مي‌شود كه كوچ سرش بشود؟

گفت: اما بايد كوچش بدهيم برود همانجايي كه بود.
گفتم: والله چه عرض كنم... مي‌گويند، يك روز رايس ـ كه قيافه‌اش كفاره دارد ـ مي‌رود دم در خانه صدراعظم آلمان و مي‌گويد: پول مي‌خوام. مي‌گويد: ندارم. رايس مي‌گويد: پس يه كم غذا بدين. مركل مي‌گويد: غذا هم نپخته‌ايم. رايس مي‌گويد: پس يه كم لاك بده، ناخونام رو لاك بزنم. مركل مي‌گويد: من پيرزن، لاكم كجا بود ايكبري؟ رايس درمي‌آيد كه: اي بابا تو كه از من گداتري... بيا با هم بريم گدايي!

****************************************

اعتماد ملي، خبر صفحه اول
مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي، طي يك نشست مطبوعاتي اعلام كرد: متحجران و انحصارطلبان، عامل اصلي باخت ما به تيم پاراگوئه بودند. كروبي گفت: متأسفانه من نتوانستم در طرابلس همراه تيم ملي باشم، ولي مشاوران و كارشناسان حزب اعتماد ملي از منافع موثقي كسب اطلاع كرده‌اند كه اعضاي تيم ملي چندين بار از مسئولان خواسته بوده‌اند كه مقدمات عضويت‌ آنان در حزب اعتماد ملي را فراهم كنند، اما مسئولان، اين كار را نمي‌كنند و روحيه بچه‌ها به همين خاطر تضعيف شده بوده است.
مهدي كروبي در جايي ديگر، خاطرنشان ساخت كه به همين خاطر، نامه‌اي دويست صفحه‌اي را خطاب به احمد جنتي در دست تهيه دارد. وي گفت: اين نامه سرگشاده خواهد بود و اينقدر سرگشاده است كه خيلي‌ها، پيش از نوشتن، مي‌دانند كه بنده به عنوان شيخ مهدي كروبي از شيخ احمد جنتي به خاطر اين نتايج انتقاد خواهم كرد و شوراي نگهبان را زير سؤال خواهم برد. وي گفت: آقايان اگر واقعا راست مي‌گويند، چرا فرشاد قايقران را از تيم كنار گذاشته‌اند؟

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 13 Jun 2006 و ساعت 16:1 |

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 Jun 2006 و ساعت 17:31 |

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 Jun 2006 و ساعت 17:23 |

 

 

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 Jun 2006 و ساعت 17:12 |

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 Jun 2006 و ساعت 17:10 |

 

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 Jun 2006 و ساعت 17:1 |

 

 هزار افعی مرا در سینه مانده ست ،
دلم را ، سینه سینه ، کینه مانده ست .
گر آن تصویرهای شاد رفتند ،
غبار و زنگ با آیینه مانده ست .
هنوز آنگونه خالی نیست این دل ،
که گر پرسی ،
ندانم چیست این دل .

 

اسماعیل خویی

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 Jun 2006 و ساعت 16:54 |
 
 
 
تو خون كسان خورى كه آيين اين است
 
عصيان به خدا كنى كه تمكين اين است
 
وزان كه بگويم كه مكن، دين اين نيست
 
قرآن سند آورى كه خود دين اين است
 
 
 
 «اسماعيل خويى »
+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 6 Jun 2006 و ساعت 4:51 |
 

به ياد مهرداد
  زنده ياد حسين صدرايى ( اقدامى )
وقتى سپيده زد
در خنكاى پاييزى صبح تو را ديدم
كز پشت ميله ها روييدى
و در پاى ديوار حكم شكفتى
سراپا در جامه‌ى نودوز مرگ، با چهره اى
                             يك پارچه لبخند
تا معراج سرخت را آغاز كنى
و آن دم كه سرفراز
پيشاروى جوخه ايستادى ،
خورشيدى كه برفراز مى شد،
به تماشايت ، درنگى عاشقانه كرد.
آن گاه در حضور سربى باروت
نامت را به بانگ بلند آواز داديم .
و واپسين كلام‌ات را
با قلب مان شنيديم
كه سرودى براى همه انسان ها بود.
و آن گاه
در فاصله گلوله ها و قلب‌ات
          لبخند شعله ورت را ديديم ،
كه جهان را اعتبارى تازه مى بخشيد
و نگاه فسفرينت
كه زندگى را نوازش مى كرد،
و رگبار تند خون ات
كه سراپاى جوخه را داغ مى زد.
و پيش از آن كه به خاك بيافتى
سراسيمه
از ميدان بدرت بردند .
گورى بى نام
در گورستانى متروك
دزدانه به خاك سپردند
تا طبيعت برنياشوبد .
ما ياد زنده ات را
چون گرده هاى گل
             با دست بادها
در چارسوى جهان مى پراكنيم .
و نام بزرگ ات را بر كودكان مان خواهيم نهاد.
سرزمينى پهناور
          با كودكانى همه هم نام تو !
كدام جوخه مى تواند
به سوى اين همه خاطره
آتش بگشايد ؟
يادت
تا پايان جهان با ما خواهد بود
نام ات نيز .

 

بر گرفته از سایت ادبـیات و فرهنــگ

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 6 Jun 2006 و ساعت 4:46 |
شب است و چهره ی میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه
تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه
برادر بی قراره.برادر شعله واره.برادر دشت سینه اش لاله زاره
شب و دریای خوف انگیز و طوفان
من و اندیشه های پاک پویان
برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان
برادر نوجونه.برادر غرق خونه.برادر کاکلش آتش فشونه
تو که با عاشقان درد آشنایی تو که هم رزم و هم زنجییرمایی
ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره.برادر نوجونه،برادر شعله واره.برادر غرق خونه.برادر کاکلش آتش فشونه
+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 6 Jun 2006 و ساعت 4:39 |
 

از دوستانی که اینجا سر میزنند خواهش میکنم حمایت خود را نسبت به آزادی هموطنان دانشجویمان اعلام نمایید

برای این منظور به اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 6 Jun 2006 و ساعت 2:25 |
 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 6 Jun 2006 و ساعت 2:16 |
+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 6 Jun 2006 و ساعت 2:13 |
حميدرضا آصفي سخنگوي وزارت امور خارجه نسبت به وقوع زلزله شديد صبح امروز در كشور اندونزي و كشته شدن حدود2 هزار نفر از مردم اين كشور ابراز تاسف و تاثر شديد نمود.
به گزارش ايلنا، سخنگوي وزارت خارجه مراتب همدردي ملت و دولت ايران را با ملت و دولت اندونزي و به ويژه بازماندگان اين حادثه ناگوار ابراز داشت و از خداوند منان براي بازماندگان صبر و شكيبائي مسئلت نمود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسلما فردا هم شاهد کمکهای بیدریغ و حساب نشدنی ایران به بازماندگان این حادثه خواهیم بود

ما هرگز منکر کمک به چنین رویداهایی نیستیم اما ایا واقعا به همین اندازه هم به کشور خودمان اهمیت داده شده است.هنوز در شهرهای زلزله زده خودمان بسیاری از مردمان و بازماندگان این حوادث دلخراش فاقد خانه و امکانات اولیه هستند

بخدا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sat 27 May 2006 و ساعت 18:22 |
"حسين الله‌كرم"، عضو برجسته "انصار حزب‌الله" پنجشنبه شب در جمع گروهي از مردم شهر بجنورد در استان خراسان شمالي، نظرات خود را درباره انتخابات شوراها و اعتراض برخي از اعضاي شوراي شهر به لايحه دولت، بيان كرد و به دفاع از عملكرد دولت نهم پرداخت.

وي، با اشاره به نزديكي انتخابات خبرگان و شوراها گفت: در انتخابات پيش رو بايد افرادي را انتخاب كنيم كه در عمل و سخن پيرو امام (ره) باشند.

رييس گروه انصار حزب‌الله افزود: ما وظيفه داريم به مردم گوشزد كنيم كه افرادي را انتخاب نكنند كه درهشت سال گذشته شاهداستحاله آنها و انحرافشان از خط امام و رهبري بوده‌ايم.

***************

کسی نیست به این مردک بگوید آخه مگه تا بحال مردم در هیچ انتخاباتی دخالتی داشته اند که اینبار بخوان افراد باب طبع و میل جنابعالی را انتخاب کنند.همیشه که مردم سیاهی لشکر بوده اند.انتخاب کجا و انتساب کجا.

در ثانی شما که میدانی افراد مورد نظر به وسیله همان نماینده خدایتان انتساب شده اند دیگه تو نگران چه هستی.

و اگر تو و امثال تو از عملکرد این دولت حمایت نکنند کی حمایت کند.دولت که مال شماست.شما بنا نهاده اید و خودتان هم از خودتان دفاع میکنید ؟؟؟!! 

شما ها که همیشه با ایجاد رعب و وحشت و تهدید حمایتها را از طرف مردم برای خودتان کسب کرده اید پس برو با خیال راحت بتاز

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Fri 26 May 2006 و ساعت 2:2 |
 

 

http://www.cloob.com/club.php?id=7317

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Thu 25 May 2006 و ساعت 16:22 |