واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند ...
مدتی است بازار بحث اتمی و انرژی هسته ای ایران بسیار داغ و بیشتر دیدگاهها و نقطه نظرات معطوف به آن است.و کم و بیش بیشتر کشورهای جهان در حال پیگیری و دنبال کردن ماجرای انرژی هسته ای ایران هستند به بهانه همین ماجرا شاید در این چند مدت بسیاری از کشورها علی الخصوص گروه ۱+ ۵ مطمئنا سرمایه گذاریهای زیادی در این خصوص کرده و متحمل مخارج و مصارف هنگفتی شده اند.اما واقعا ماجرا چیست ؟!
مطمئنا ترس دیگر کشورهای جهان در مقابل تکنولوژی سوخت هسته ای ایران بیمورد نیست و با روی کار آمدن دولت احمدینژاد و کابینه کاملا بسیجی و دارای یک سیر فکری مشترک ایشان و تهدیدهای گاه و بیگاه آنها باعث ترس و وحشت بیشتری در بین کشورها و در این میان اسرائیل و متحدش آمریکا شده است.
اینکه تا کنون در خصوص تولید انرژی هسته ای و یا بمبهای هسته ای ایران چه اندازه پیشرفتهایی داشته و چه اقداماتی انجام داده مسلما بر هیچ کس عیان نیست و به این آسانی نیز مشخص نخواهد شد .
اما مساله ای که در این میان جای تاسف است مسایل اتمی ایران باعث شده که دیگر جریانات ناخوشایندی که در ایران روی میدهد نادیده گرفته شوند و دیگر هیچ کشور یا سازمانی به آنها اهمیت ندهد در طی این مدت که بحث اتمی ایران چنین بازار گرمی را به وجود آورد دولت ایران در مسیرهای دیگر پیشرفتهای دیگری داشته که شاید برایش بسیار با اهمیت تر از انرژی هسته ای باشد و آنهم سرکوب جریانات فکری و جنبشهاست.
مدتی است ما شاهد قتل زندانیان سیاسی داخل کشور یکی پس از دیگری هستیم و هرروز این خطر جان دیگر زندانیان سیاسی در بند را نیز تهدید میکند ولی دیگر جوامع بین المللی به آن اهمیت نمیدهند .یعنی دولت ایران با بوجود آوردن بحث انرژی هسته ای و مسایل اتمی باعث شد که این مسایل همچنان بی سرو صدا بمانند. سیاست ایران از دیر باز چنین بوده است و پیشتر نیز شاهد چنین ترفندهایی بوده ایم مگر نه آنکه در خلال جنگ هشت ساله با عراق در داخل ایران چه جنایاتی روی داد در حالیکه کسی به آنها اهمیت نمی داد و همه نگاهها به جنگ دوخته شده بود و آنرا دنبال میکردند.
جای تاسف اینجاست که چرا کشورهای حامی حقوق بشر به این آسانی همه چیز را فراموش کرده اند و جنایات رژیم را نادیده می گیرند و بحث اتمی ایران را بر دیگر جریانات داخلی ایران ترجیع میدهند.
واقعا قتل زندانیان سیاسی و به زندان کشیدن دیگر فعالان و سرکوب جنبشها تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ آیا واقعا انرژی هسته ای تنها بهانه ای برای سرکوب جنبشها نیست ؟ آیا واقعا ایران و دولت جدید با چنین ترفندی نمیخواهند پایگاه از دست داده خود در بین مردم را به دست بیاورند و جایگاه خود را محکمتر نمایند؟
آیا اگر بحت تکنولوژی هسته ای به میان نمی آمد بهانه های بیشتری برای کشورهای حامی حقوق بشر و یا اصلا برای خود مردم ایران بوجود نمی آمد تا صدای اعتراضها بلند تر و رساتر شود و ...
کاش واقعا دولتهای اروپایی و گروه ۱+۵ و یا کسانی که نگران وضعیت هسته ای ایران هستند این اجازه را به ایران میدادند که به کار خود ادامه دهد اما در خصوص قتل زندانیان سیاسی و سرکوب جریانات فکری و جنبشهای مردمی سکوت نمیکردند و کاش با مرگ اولین زندانی سیاسی و یا دستگیری اولین فعال سیاسی موضوع انرژی هسته ای را ( که دیگر واقعا تنها مذاکره در خصوص آنهم برای مردم ایران عواقبی جبران ناپذیر دارد ) فراموش میکردند .

