تبليغاتX
آزادی حق نسبی یا...

 

 

تحویل یک گروه از پناهندگان ایرانی توسط ترکیه
کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)

پلیس ترکیه گروهی از پناهجویان ایرانی را روز دوشنبه ۹ اکتبر ۲۰۰۶ برابر با ۱۷ مهر ۱۳۸۵مهر با یک دستگاه اتوبوس از زندان امنیتی Yabancılar Misafirhanesi در استانبول برای تحویل به رژیم جمهوری اسلامی به مرز بازرگان انتقال داد. فیروز داوودی زندانی سیاسی سابق که هشت ماه پیش به دنبال درخواست وزرات اطلاعات رژیم توسط پلیس امنیتی ترکیه بازداشت شده بود و یک خانواده که درخواست پناهندگی آنان از طرف یو ان پذیرفته شده بود و قرار بود به کانادا سفر کنند، در میان این گروه هستند.
فیروز داوودی از زندانیان سیاسی چپ سالهای اولیه دهه ۶۰ است که به همراه خانواده خود سال ۲۰۰۱ به ترکیه رفت و از یو ان تقاضای پناهندگی کرد، اما درخواست پناهندگی وی رد و پرونده اش بسته شده بود.
تلاش های امور بین الملل کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) و کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل(یو ان) در آنکارا برای توقف این اخراجها به جائی نرسید. پلیس ترکیه در هشت ماه گذشته به نمایندگان یو ان اجازه ملاقات با فیروز داوودی را نداد و برخلاف مقررات و قوانین بین المللی او را به دنبال درخواست جمهوری اسلامی به این رژیم تحویل داد.
 
کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
۹ اکتبر برابر ۲۰۰۶ با ۱۷مهر ۱۳۸۵

 اخبار روز

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 10 Oct 2006 و ساعت 6:57 |

 

با افشای نامه سری امام در خصوص پذیرش آتش بس جنگ خانمان سوز ایران وعراق از طرف هاشمی رفسنجانی بلاخره همگان متوجه شدیم که همین دلسوزان سیاسی و نظامی کشور چگونه در طی این مدت تنها با شعارهای واهی و پوچ خود سعی می کردند موفقیتهای خویش در طول این جنگ ۸ ساله را به رخ مردم بکشند که نتنها هیچ کس شاهد هیچ موفقیت چشمگیری نبود بلکه باعث خسارات جبران ناپذیری در کشور شد که هنوز با گذشت ۱۷ سال از پایان جنگ ما شاهد ویرانه های آن هستیم و بدتر از هر چیز چه جوانانی را ما در این راه از دست دادیم و چه خانواده هایی بیخانمان شدند.

آقای خمینی با اینکه میدانستند این جنگ جز ضررو زیان چیز دیگری نصیب مملکت نخواهد کرد با این همه در طی جنگ ۸ ساله همواره سعی در ادامه جنگ به امید دست یافتن به آرزوهای دیرینه اش و خالی کردن عقده دوران تبعید خود به عراق را داشتند.با وجود همه ویرانی ها و شهید شدن صدها هزار جوان این مرز و بوم واسیر شدن و مفقود شدن بسیاری دیگر از این دلیران و از بین بردن بودجه کلان کشور و فشارهای بی امان گرانی روز افزون ناشی از جنگ بر مردم ایران ایشان نتنها راضی به پایان دادن جنگ نبوده بلکه قبول آتش بس را برای خود سر کشیدن جام زهر میدانستند در حالیکه هر روز آن دوران برای مردم بسان سر کشیدن جام زهر طی شد. کاش شما این جام زهر را همان اوایل سر میکشیدید اما اینگونه مردم را به روز سیاه نمی کشاندید در زمانی که سربازان ایرانی توانسته بودند در مقابل نیروهای عراقی نتنها مقاومت کنند بلکه پیروزی خوبی را نیز کسب کرده بودند قبول آتش بس نتنها سر کشیدن جام زهر برایتان نبود بلکه افتخار بزرگی را نیز نصیبتان میکرد اما فکر میکردید که دیگر تا آخر پیروزی با شما خواهد بود  

 «از آنجا كه مردم فهميده‌‏اند پيروزی سريعی به دست نمي‌‏آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است »

مگر چند در صد کسانی که به جبهه های جنگ فرستاده شدند از سر ذوق و شوق به جبهه رفته بودند مگر نه آنکه بیشتر آنها سربازانی بودند که بلاجبار به جنگ فرستاده میشدند؟؟ مگر جز شما کس دیگری هم امیدی به پیروزی در این جنگ را داشت ؟

ایشان نتنها خود در این میان هیچگونه آسیبی ندیدند بلکه همه آنهایی را نیز که به خود نزدیک میدید در امان گذاشته بود و در طی جنگ در داخل مملکت نیز چه جنایتها که مرتکب شدند و همه آنها را نیز به حساب جنگ میگذاشتند آخر سر هم در کوس و کرنا دمیدند که پیروز جنگ ما هستیم زهی خیال باطل.

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Mon 2 Oct 2006 و ساعت 16:4 |