تبليغاتX
آزادی حق نسبی یا...

 

ساسان کردستانی

دیروز احمدی نژاد گفت: "آنها تا جایی پیش رفتند که حتی برای دشمن نیز آدم فرستادند. آنها برای دشمن آدم می‌فرستادند تا هر هفته و به طور منظم از درون نظام به آنها اطلاعات دهد.... بعد از اینکه یک نفر را به دلیل جاسوسی در این زمینه دستگیر کردیم از آن زمان قاضی را آنچنان تحت فشار سنگین گذاشته‌اند تا جاسوس را تبرئه کند و..........."

میان درندگان و چپاولگران ایران دعوای سختی درگرفته است. ظاهرا بهترین مدرک باند رهبری برای شکست باند رفسنجانی، قضیه جاسوسی موسویان برای افشای راز و رمز پرونده هسته ای جمهوری اسلامی است. اما باند حاکم در این ماجرا خود را نیز ندانسته افشا می کند. افشای این مطلب ساده: اگر فعالیت اتمی فقط برای تولید برق است، پس این همه مخفی کاری و جاسوس تراشی برای چیست؟ اگر هدف تولید ساده برق بود، پس دیگر هراسی از جاسوسی و ترس از لو رفتن نمی توانست در کار باشد؟

بی شک "خانًن" نامیدن رفسنجانی و شرکایش از سوی احمدی نژاد نه تنها عمق گسل بزرگی را در هییت حاکمه نشان می دهد، بلکه نشان از یک انفجار درونی است که شخص رهبر در پشت آن فعال بوده و هست. در واقع این جدال رفسنجانی و خامنه ای است، آن هم در شرایطی که کشتی به گِل نسشته نظام مافیایی و سرکوبگر جمهوری اسلامی تحت محاصره و فشار جهانی است. وجود این خطر قریب الوقوع (غرق کشتی سوراخ شده نظام) را رفسنجانی با زرنگی حرفه ای اش دریافته و هشدار می دهد، ولی مافیای رهبری بر قانون همه یا هیچ پای می فشارد و این یعنی این که: بگذار همه با هم غرق شویم! تا مبادا شخص رفسنجانی روزی به ساحل نجات برسد و به ما بخندد!

راز خنده احمدی نژاد و رهبر که از زبان احمدی نژاد شنیدیم، چیزی نبود جز پیشدستی در تمسخر حریف کهنه کار.

به امید روزی که ملت ایران از این کابوس دردناک تاریخی رهایی یابد

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 13 Nov 2007 و ساعت 14:23 |

 



نامه سرگشاده
دوستان و هموطنان عزیز
به نام آزادی و عدالت از شما دعوت می کنیم تا از درخواست ما خانواده‌ی قربانیان (مقیم آلمان) ترور میکونوس از دولت آلمان به قصد جلوگیری از آزادسازیپیش از موعد تروریست های میکونوس حمایت کنید.
در زمانی که دولت آلمان از طرفی بی وقفه دم از مبارزه همه جانبه علیه تروریسم می زند و از طرفی ادعای تلاش پی گیر در حمایت از مهاجرین در جامعه آلمان را دارد، ما اعضای خانواده‌ی قربانیان که اتباع دولت آلمان نیز هستیم و سال‌ها به عنوان تبعیدی سیاسی مقیم آلمان، احساس می کنیم که قربانی تصمیمات ضد و نقیض دادگستری و به ویژه دولت آلمان می شویم.
تاریخچه:
در 17 سپتامبر 1992 یک تیم ترور به دستور قدرتمندان دولت جمهوری اسلامی ایران چهاررزمنده‌ی آزادی‌خواه ایرانی ـ کرد را در رستوران میکونوس شهر برلن به قتل رساند.
رژیم جمهوری اسلامی از زمان دستگیری کاظم دارابی و عباس رایل و به خصوص پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس در 10 آپریل 1997، تلاش های بسیاری کرد تا کاظم دارابی را به هر طریقی با یک زندانی غربی در ایران معاوضه کند. پیشنهادات رژیم ایران در این زمینه شامل کمک به پژوهش در مورد وضعیت "رون آراد" خلبان مفقود اسرائیلی، پیشنهاد آزادی "هلموت هوفر" آلمانی که به جرم رابطه‌ی نامشروع با یک زن ایرانی از سپتامبر 1997( پنج هفته پس از اعلام حکم دادگاه میکونوس) تا دسامبر 1999 در زندان اوین زندانی بود و در واقع به سنگسار و مرگ محکوم شده بود و در گذشته نزدیک آزادی "رونالد کلاین" که در آب های ساحلی ایران دستگیر شده و به مدت 18 ماه در تهران زندانی بود.
در مورد "رونالد کلاین" روزنامه " فیگارو ـ آن لاین" در مقاله روز 27. 6. 2007 می نویسد:
« به نظر می رسد که این جریان ارتباطی به درگیری اروپا با ایران در رابطه با تحقیقات اتمی ایران نداشته باشد، اگر چه که این فرضیه مدتی در اروپا مطرح بود. به نظر می رسد که هدف ایران از این کار نوعی معامله‌ی پایاپای بوده است.» و در همانجا می آید : « این توریست آلمانی به تازگی در مصاحبه ای با مطبوعات آلمان به خواست دولت ایران برای تعویض وی با کاظم دارابی، قاتل چهار ایرانی مخالف رژیم ایران اشاره کرده. کاظم دارابی به جرم قتل این چهار نفر که در سال 1992 در یک رستوران در شهر برلن و به دستور سازمان امنیت جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته بود، به حبس ابد محکوم شد.»
به تلاش های دیگر جمهوری اسلامی برای مبادله و یا آزادی دارابی در مطبوعات اروپا اشاره ای نشده است ولی این امر حاکی از آن نیست که چنین تلاش هائی انجام نیافته اند.
دلائل قضائی آزادسازی تروریست های میکونوس از طرف دولت آلمان :
در قانون قضائی دولت آلمان ذکر شده که اتباع خارجی که در زندان های آلمان محبوس هستند، می توانند بعد از گذراندن دو سوم زمان محکومیتشان به کشور مطبوع خود تحویل داده شوند، تا بقیه دوران محکومیتشان را در زندان آن کشور بگذرانند. ولی در این مورد بخصوص کشور مبدا، همان کشوری است که حکومتش فرمان این قتل را صادر کرده است! در زیر بخش هائی از حکم دادگاه میکونوس و شهادت آقای بنی صدر، رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران را می آوریم که حائز اهمیت است:
( حکم صادره به تاریخ 10.4.97 « جرم کاظم دارابی(کازرونی) از سنگینی ویژه ای برخوردار می باشد. او در از بین بردن چهار انسان دست داشته و با این عمل خود سرسپردگی تام خود را به حکومتگران وقت ایران ثابت نموده است. برای ما کوچکترین نشانه ای وجود ندارد که این شخص قبل یا بعد از عمل انجام شده ذره ای در کرده خود شک کرده باشدو یا از کرده خود پشیمان شده باشد که پرتوی از انسانیت به شخصیت او بیفکند........برعکس بر اساس مدارک ارائه شده روشن گشته است که قدرتمندان ایران عملیات تروریستی در خارج از کشورشان را نه تنها مثبت می دانند و قاتلین را به طریقی واضح ارج می نهند و پاداش می دهند، بلکه خود چنین عملیاتی را بر علیه کسانی که تنها جرمشان دگر اندیشی است طراحی نموده و به جامه‌ی عمل در می آورند. اینان مخالفان سیاسی شان را تنها به خاطر حفظ قدرتشان نابود می کنند. " حکم دادگاه میکونوس صفحه 361، پاراگراف سوم")
در جائی دیگر از متن شهادت آقای ابوالحسن بنی صدر در جریان دادگاه میکونوس در 23.8.1996 می خوانیم:
" من لیستی در اختیار دارم شامل نام 13 نفر که در مشهورترین ترورهای رژیم شرکت داشته اند. تمام این افراد پست هائی در رده های بالای رژیم ایران به دست آورده اند. به طور مثال کوروش فولادی که در انگلستان به دوازده سال حبس محکوم شده بود، پس از آزادی و بازگشت به ایران در آن جا نماینده مجلس شد. همچنین مهرداد کوکبی که به جرم آتش زدن یک کتاب فروشی در انگلستان محکوم شده بود، در حال حاضر به عنوان مشاور عالی مقام در وزارت علوم مشغول کار است."
نتیجه :
از نظر قضائی اقدامی حقوقی بر علیه اعتراض این "باز پس فرستادن" نمی توان انجالم داد، زیرا که ما بازماندگان قربانیان و دادخواهان خصوصی ترور میکونوس پوزیسیون حقوقی در این مورد نداریم ! اما مهم دلائل سیاسی‌ هستند که بر علیه این تصمیم مطرح هستند : قانونی که اساس فرستادن زندانیان غیر آلمانی پس از گذراندن دو سوم زمان حبس‌شان به کشورشان است، در اصل به خاطر برداشتن بار سازمانی و مالی از دوش زندان های آلمان بوده است و هدف آن است که محکومان بقیه مدت حبس‌شان را در زندان های کشور خود بگذرانند و نه برای مواردی که جنایتکاران به دستور و فرمان همان کشوری عمل کرده اند که قرار است دوباره به آن جا پس فرستاده شوند و به ویژه پس از بازگشت پاداش های زیادی در انتظارشان باشد.
مساله روحی و احساسی :
این اقدام ماهرانه که توسط وزارت های کشور و دادگستری آلمان برای بازگرداندن این جانیان طرح ریزی شده، نه فقط سیلی به صورت اعضای خانواده قربانیان، بلکه سیلی به صورت تمام ایرانیان آزادی خواه می باشد. اعتراض ما به این معنی نیست که این افراد تا آخر عمرشان باید در زندان بمانند( چه این امر شرط و شروطی دارد که هیچکدام آن ها را این جانیان نه قبول دارند و نه به آن عمل کرده اند!) هدف ما انتقام نیست بلکه هدف رسیدن به عدالت است!آن چه مورد اعتراض ماست، تعظیم دولت آلمان در مقابل رژیم تروریستی ایران است. اعتراض ما در عین حال به رفتار متناقض دولت و دادگستری آلمان است؛ چرا که اطمینان داریم که اگر قربانیان این ترور آلمانی الاصل بودند، قطعا قاتلین به این سهولت بعد از گذراندن دوسوم محکومیت خود به کشور مبدا، آن هم کشور صادر کننده فرمان قتل باز پس فرسیتاده نمی شدند!
نتیجه روحی ـ احساسی این عمل برای ما احساس خشم و ناتوانی دو طرفه است. از سوئی در مقابل دولت دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران و از سوئی دیگر در مقابل دولت آلمان که سال هاست دم از مبارزه با تروریسم بین المللی می زند( به طور مثال توجه شما را به برنامه امنیتی ضد تروریستی آقای شویبله، وزیر کشور آلمان جلب می کنیم که درست در این روزها مکتوب و مطرح شده است) آن جا که منافع سیاسی ـ ملی آلمان به پیش می آید؛ دیگر بر سر ادعاهای خود نمی ایستند و کار دگر می کنند!
16.7.2007
شهره بدیعی، سارا دهکردی و مازیار دهکردی
دوستان و هموطنان عزیز
لطفا اگر مایل به حمایت از خواست های ما هستید، نام و محل اقامت خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال کنید:
sara_m.dehkordi@yahoo.de

متشکریم


+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 23 Oct 2007 و ساعت 23:28 |