تبليغاتX
آزادی حق نسبی یا...

وقتی غمنامه علي مهين ترابي را خواندم دست خودم نبود گریه ام گرفت و سیر گریستم شاید برای جوانی اش ٬ شاید برای بیگناهیش.

« پاييز گفت تا چند روز ديگر مي رود.
مامور زندان هم گفت قبل از رفتن پاييز تو هم مي روي .»
و حال من هم با تو لحظه ها را بی صبرانه میشمارم

اما تو شاید برای لولوي شب و من برای رهایی تو

« مرگ لالايي مي خواند، صداي خاموشش را مي شنوم »

و من میگویم صدای فریاد عدالت را می شنوم

و صدای آزادی را که تو را می خواند

تو بی صبرانه لحظه ها را می شماری

من نیز مثل تو

تو برای رفتن و من برای دیدن دوباره ات

من از امید میگویم و می خوانم اما تو ...

می دانم دوباره کوچه های سفید کوچه تو را می بینند

« پاييز دارد مي رود . من هم دارم مي روم.»

تو می دانی که پاییز می اید تو نیز دوباره می آیی

و من تو را پیش از پاییز دوباره خواهم دید

نمیدانم از بی عدالتی کدامین عادلی باید شکوه کنم و نمیدانم به کدامین عادلی باید التماس کنم نمیدانم اگر تو را با فریادهای شبو روزم صدا کنم هیچ اجابتم میکنی ٬ نمیدانم

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

ولی عزیزم اگر تو ناامید هستی بخاطر سیاهی آن دیوارها و آن نرده های لعنتی است که دور تو تاری به سیاهی تارهای شبانه دوخته اند اما من از امید میگویم و برای تو میخوانم

من اینجا تو را انتظار میکشم شاید پشت همین میله های آهنی و همان دیوار سیاه

مرا حس میکنی؟

تو را پیش از پاییز خواهم دید

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Mon 12 May 2008 و ساعت 20:32 |

 

 

گزارش نشست سی یکم دفتر پژوهش
 
مشاهدات در حزب دمکرات کردستان ایران
 


در آغاز خبر های زیر مورد توجه قرار گرفت:
80 هزار پزشک در ایران مشکلات معیشتی دارند و نیمی از کارمندان دولت با درامد کمتر از پنج میلیون ریال در ماه در زیر خط فقر هستند
تصمیم وزارت علوم به اسلامی کردن علوم انسانی
کسر بودجه 70 هزار میلیارد ریالی دولت
حرکت یک ناو هواپیما بر دیگر امریکا به سوی خلیج فارس و برآورد تلفات 350 هزار نفری ایران در جنگ احتمالی

در بخش رسانه ها از جمله به مقالات استراتژی نوین پان ترکیسم از حمید احمدی و بحث هائی که در میان فدائیان اکثریت درباره سوسیال دمکراسی و سوسیالیسم دموکراتیک در گرفته است که می گویند چیزی میان سوسیالیسم و سوسیال دمکراسی است اشاره شد.

سپس آقایان عالم زاده و آجرلو و رنجبر و وطن پور درباره مشاهدات خود از اقامت سه ماهه در کردستان عراق که میهمان حزب دمکرات کردستان ایران بودند سخنانی گفتند.
آقای عالم زاده در سخنرانی خود مانند همه سخنرانان دیگر نخست از آقای دکتر علی رضا نوریزاده و دبیر کل حزب آقای پاشائی و آقای فرزاد فراهانی و تک تک هموندان حزب که در گرفتاری چند ماهه این چهار تن در ترکیه و سپس در عراق کمک کردند و نه تنها دوبار مانع اخراج آنها به ایران شدند بلکه زیر حمایت حزب دمکرات کردستان ایران قرار گرفتند سپاسگزاری کرد. هر چهار سخنران به فراوانی و بار ها از رفتار بزرگوارانه و میهمان نوازی بی دریغ اعضا و مسئولان حزب دمکرات کردستان ایران با خود او و توجه ویژه آقای مصطفا هجری دبیر کل حزب به امور هموندان حزب مشروطه ایران سخن گفتند که سبب شد آنها هیچ احساس غربت نکنند. آقای عالم زاده گفت ما نه تنها از همان امکانات اعضای خود حزب دمکرات کردستان ایران برخوردار بودیم بلکه علاوه بر آن نیز هر کمکی لازم بود به ما می کردند. سران و مسئولان "ح.د.ک.ای" همواره آماده دیدار و گفتگو با ما بودند و در همه گفتگو ها با دوستان عضو ح.د.ک.ای حتی یکبار سخنی جز دوستی و مهربانی از آنها نشنیدیم. وی گفت حزب دمکرات کردستان بسیار آبرومند و با انگیزه و از محبوبیت محلی خاصی برخوردار است و در کردستان عراق آن را به عنوان جماعت قاسملو می شناسند.. سخنران همچنین از فشار های زیادی که از ناحیه های گوناگون بر آن حزب وارد می شود یاد کرد و گفت اعضای حزب خود را ایرانی و کرد می نامند و خواهان آن هستند که انگ تجزیه طلبی به آنها زده نشود. انشعابی هم که سال گذشته در آن حزب روی داد برسر همین پیوند با ایران بود.
هموندان حزب در تماس های خود با هم دوستان ح.د.ک.ای. متوجه شدند که آنها آشنائی چندانی با دیدگاه های ما ندارند و تفاوتی میان راست میانه مشروطه خواه و سلطنت طلبان نمی گذارند. ما منشور حزب و همچنین چند مقاله را در اختیار آنها گذاشتیم و آنها نیز مرامنامه حزب خود را به ما دادند و در بر رسی آن متوجه شدم که در نود درصد موارد به هم شباهت دارند. آنها نیز مانند ما به رعایت ادب سیاسی اعتقاد دارند و گرایش به ایران را در آنها قوی دیدم. به زرتشت بسیار احترام دارند. می گویند جهانی فکر می کنیم و منطقه ای عمل می کنیم. ما همه از اقامت خود در میان دوستان حزب دمکرات خاطرات بسیار خوشی داریم و در هنگام خداحافظی چشمان مان پر از اشگ بود.

آقای آجرلو اظهار داشت که حمایت آقای نوریزاده و تماس مستقیم آقای پاشائی با دبیر کل ح.د.ک.ای. در این که موقعیت ما از میهمان بالا تر برود موثر بود و رعایت موازین حزبی از دو طرف باعث برقراری رابطه بسیار قوی میان ما شد. حزب دمکرات کردستان ایران تلاش دارد که نشان دهد خواهان جنگ و جدائی نیست. در پاسخ من که پرسیدم اگر قرار باشد میان ایران و کشور کردستان انتخاب کنید کدام را برمی گزینید در بالا تر ها می گفتند اگر چه آرزوی هر کردی است که کردستان را ببیند ولی ایران را انتخاب می کنیم. در پائین بی استثنا می گفتند ایران را انتخاب می کنیم. در پاسخ پرسش دیگر که اگر در ایران آینده همه حقوقی که می خواهید به شما داده شود ولی نظام فدرالی نداشته باشد نظر تان چیست می گفتند ما برای حق تعیین سرنوشت که در نظام فدرال هست می جنگیم و می خواهیم خودمان سرنوشت خود را تعیین کنیم. در گذشته دنبال خودمختاری بودیم ولی از داخل کردستان فشار زیادی بود و مجبور شدیم فدرالیسم را قبول کنیم.
آقای رنجبر گفت اعضای حزب دمکرات در رده های پائین نیز در نگهداری اسرار و انجام وظایف حزبی خوب پرورش یافته اند. حزب افرادی را تربیت می کند و به ایران می فرستد.
آقای وطن پور از روابط گرم شخصی و خانوادگی با دوستان حزب دمکرات سخن گفت و پذیرائی هائی که در خانه آن دوستان می شد.

واکنش حاضران به اظهارات دوستانی که اکنون پناهنده در سوئد هستند و گرفتاری ها شان پایان یافته است بسیار گرم بود و همگی زیر تاثیر میهمان نوازی و کمک های ارزنده حزب دمکرات کردستان ایران قرار گرفتند ولی اظهار نظر شد که با آنکه روابط شخصی در سیاست بسیار اهمیت دارد حوزه عمومی و خصوصی را می باید از هم جدا کرد. مواضع رسمی حزب دمکرات کردستان ایران قابل بررسی جدی و انتقادی است و می باید گفت و شنود را ادامه داد. قرار شد دستور نشست آینده دفتر پژوهش (یکشنبه 11 می 2008) نیز ادامه همین بحث ها باشد. ضمنا از سوی هموندان دفتر به شورای مرکزی پیشنهاد شد که کنگره ششم حزب در پائیز امسال با توجه به خدمات فریدون آدمیت از نظر شناساندن پیام انقلاب مشروطه و حق بزرگی که به گردن حزب دارد به کنگره فریدون آدمیت نامگزاری شود .

برگرفته از :  سایت حزب مشروطه ایران

 


 
حزب مشروطه ايران
 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Mon 12 May 2008 و ساعت 1:25 |

 

امروز پنج شنبه مورخه 19/2/1387 حمید طهاری عضو هیئت مدیره انجمن دوستداران محیط زیست اشنویه با قرار وثیقه 40 میلیون تومانی و آرام ابراهیم خاص با قرار وثیقه ده میلیون تومانی آزاد شدند.این دو نفر روز چهار شنبه یازدهم اردیبهشت ماه به همراه نسرین محمودی آذر دبیر کمیته زنان انجمن دوستداران محیط زیست اشنویه به دلیل تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه دستگیر شده بودند و نسرین محمودی آذر روز 16 اردیبهشت با قرار وثیقه 40 میلیون تومانی آزاد شده بود.لازم به یادآوری است که این دوستان قرار بود به همراه فعالین اتحادیه آزاد کارگران ایران در اشنویه مراسم مشترکی را به مناسبت اول ماه مه در این شهر برگزار کنند..

 

 

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 May 2008 و ساعت 0:17 |

 

سه فعال مدنی در اشنویه به نام های حمید اطهاری ، نسرین محمودی آذر و آرام ابراهیم خاص ، روز گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

گفته می شود این افراد به اتهام تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر دستگیر و بازداشت شده اند.

حمید اطهاری و نسرین محمودی آذر عضو هیأت مدیره و دبیر کمیته زنان انجمن دوستداران محیط زیست اشنویه و ازسازماندهندگان اصلی جشنواره های آدم برفی در چند سال اخیر شهراشنویه بوده اند.

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Sun 11 May 2008 و ساعت 0:15 |

دوازده اردی بهشت را روز همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با معلم دربند فرزاد کمانگر نام می نهیم و از همه ی کسانی که دغدغه ی برخورداری از حقوق حقه ی بشر دارند ، صمیمانه می خواهیم که در این راه یاریمان سازند و دست در دست هم ، هم پیمان شویم تا فرزاد کمانگر ، معلمی نازنین ، را از کام مرگ با طناب دار برهانیم ... باشد که بتوانیم .

روز همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با معلم اعدامی فرزاد کمانگر

فرزادکمانگر ، معلم کاميارانی ، با 12 سال سابقه ی تدريس ، عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان کامياران ، عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان ، عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي کامياران ( ئاسک ) و از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر درايران است.
فرزاد ، در مرداد ماه سال 1385، بدون هرگونه اتهامي ، دستگير و در زندانهاي اوين و رجائي شهر تهران و بازداشتگاه هاي اطلاعات کرمانشاه و سنندج
،
تحت شديد ترين شکنجه هاي جسمي وروحي قرار گرفت که شرح آن در رنج نامه ی او مکتوب است . در پانزدهمين ماه بازداشت ، دردادگاهي غير علني و مغاير با قانون که فقط 7 دقيقه به طول انجاميد ، این معلم نازنین عليرغم تبرئه از تمامي اتهامات نارواي پيشين ، نه تنها آزاد نگرديد ٬ بلکه بدون هرگونه سند و مدرکي به عضويت در يکي از گروههاي معاند نظام متهم گرديد و مجرم شناخته شد و به دلیل جرم ناکرده ، محکوم به اعدام شد .
صحبت از آزاد مرديست که نه کوه را ميتوان به استقامتش تشبيه نمود ، نه خورشيد را به نورافشانيش و نه دريا را به بيکرانگي اش . با اين همه ، بالا نشينان ، تيشه ميزنند قامت کوه را و پنهان ميکنند پنجره خورشيد را تا در همين سياهي ها ، مدفون کنند دريا را در کام خشک زمين .
مگر ميشود بر دامنه کوه نشست و فرو ريختنش را تماشا کرد ؟ مگر مي شود در سياهي ماند و خورشيد را ازياد برد ؟ مگر مي شود کوير را طي کرد بي آنکه اميد رسيدن به دريا باشد؟
نه ، نميشود . مانيز از بین می رویم  زير بار فرو ريختن کوه ، گم مي شويم در شبهاي تاريک و بلند بي فردا و هلاک مي شويم تشنه در امتداد سراب . بايد فکري کرد براي او ، براي من و براي ما .
با تو هستم . تویی که هنوز مي توان ديد بيداري وجدانت را در رد اشکي که بر گونه هايت هميشگي است ، در فريادي که بر سکوت معنا دار نوشته هايت طنين انداخته و در دستاني که با تمام جراحت هايش باز هم دستان نيازمندان را به گرمي مي فشارد .
فرزاد ، مردي ازتبار باران ، محکوم به مرگ است . بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه يکصدا فرياد شويم . روز 12 ارديبهشت ، بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن . بيائيد يکدل و يکزبان با اعلام اين روز به نام روز " همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر "  حمايت خود را از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي ، از پاي ننشينيم ....

بي شک ٬ هيچکداممان روز 10 بهمن را از ياد نبرده ايم . روزي که وبلاگ نويسان ايراني در يک اقدام هماهنگ و قابل تحسين اسم وبلاگ خود را به "10 بهمن روز همبستگي با دانشجويان زنداني " تغيير نام دادند و اين اقدام باعث شد که دانشجويان زودتر آزاد شوند . حال يک بار ديگر به حمايت شما عزيزان نيازمنديم و اين بار براي همبستگي با معلم دربند فرزاد کمانگر . از همه شما دوستان عزيز مي خواهيم که حمايت خود را از ما با گذاشتن کامنت در وبلاگ اعلام داريد تا حمايت شما از ما در وبلاگ اعلام شود.
روز 12 ارديبهشت (روز معلم ) را روز همبستگي با فرزاد کمانگر مي ناميم و از همه وبلاگ نويسان آزادي خواه و آزادانديش مي خواهيم براي حمايت از فرزاد در اين روز اسم وبلاگشان را به " 12 ارديبهشت روز همبستگي با فرزاد کمانگر " تغيير نام دهند . باشد که در طی این حرکت ستودنی عزیزی از بند رها گردد و به آغوش خانواده باز گردد .

اعلام حمایت خود را به این آدرس ای ـ میل فرمایید . 

12ordibehesht@gmail.com

+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 22 Apr 2008 و ساعت 2:47 |