گاهی اوقات پول و شهرت انسانها را چگونه پست و بی ارزش میکند و چگونه مجبور میشوند هنر را در خدمت کسب درآمدهای واقعا بی ارزش بکار گیرند
وقتی امیرنشینان عرب باعث میشوند این آقا برای کسب و کارش اینگونه برایشان بخواند:
و وقتی برای یک لحظه وجدان بیدارش او را نهیب میزند و به یادش می آید که خود به جای دیگر وابسته است و این گوشت و استخوان متعلق به خاک دیگری است اینگونه میخواند
اما در لحظه ای دیگر یادش می آید این همه بی چشم و روئی و دوروئی هم حد و اندازه ای دارد و خود به همه این اشتباهات پی میبرد و داد می زند که :
+ نوشته شده توسط حبیبی از فنلاند در Tue 15 Jul 2008 و ساعت
3:23 |

