گویی "حسین درخشان" همآره برای هر یک از ما شکلی از یک "آزمون" است؛ در روزگار هودری آزمون خویشتنداری ما در برابر اراجیفش بود و امروز نیز بدل به آزمایشی دشوار برای سنجش باور ما به "حقوق بشر" میشود. بازداشت او هر یک از کنشگران این پهنهی مجازی را در برابر این پرسش بنیادین قرار میدهد که آیا حقوق بشر مرزی هم دارد؟
پاسخ پیشاپیش روشن است؛ پیمان جهان شمول حقوق بشر دربارهی تمامی افراد ساکن در زمین نوشته شده و متاسفانه یا خوشبختانه نه تنها حسین درخشان که صدام، پینوشه، کاسترو، پوتین یا عمر بشیر هم جزیی از ساکنان این کرهی خاکی هستند. شاید "میل انسانی" من یا دیگری آرزو کند آن که را دشمن خود برمیشماریم به بدترین و دردناکترین و وحشیانهترین بلایا دچار شود اما پیمانها و باورها و استانداردهایی جهانی رودروی ما میایستند؛ هدف این پادمانها این است که مبنایی به دست دهند تا میزان میل انسانی در رفتارها کاهش یابد.
اکنون شکل مساله را دوبارهی بازسازی کنیم؛ فردی بدون محکوم شدن در دادگاهی و بیهیچ دلیل روشنی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده و از بدیهیترین حقوق انسانی و قانونی یک متهم برخوردار نیست، آیا میتوان این روند را تایید کرد یا وظیفه داریم که در برابر یک "نقض بارز حقوق بشر" واکنش نشان دهیم؟ این بار مجهول مسالهی ما حسین درخشان نام دارد که گرفتار ناقضان حقوق بشر شده اما میتوانست هر نام و سابقهی دیگری هم داشته باشد. مسالهی ما فرد نیست، انتقاد و واکنش به نقض حقوق بشر است، به پایمال کردن حقوق انسانی و به روندی که توجهی به موازین اخلاقی و قانونی ندارد.
حسین درخشان این حق را مانند همه داشته و دارد که آزادانه به کشور خود بازگردد و به آسودگی زندگی کند، گرفتن این حق از او، نقض حقوق بشر است و به گمانم سفرش به اسراییل سبب این گرفتاریها شده اما سفر به هر کجا حق هر کسی است و برخورد با این حق نیز گونهای دیگر از نقض حقوق بشر. سفر نه به اسراییل، نه به آمریکا و نه به هیچ کجای دیگر جهان "به تنهایی" جرم نیست و دوستی با مردم دیگر کشورها نیز. حاکمیت ایران میتواند تا مادامی که هست، اسراییل را به رسمیت نشناسد و آن را «رژیمی غاصب» بداند اما بر مبنای پیمان حقوق بشر که آن را امضا کرده، این اختیار را ندارد که شهروندان ایران زمین و ایرانیان دیگر را از سفر به اسراییل و دوستی با مردم دیگر کشورهای جهان بازدارد و ایرانیان مسافر اسراییل را بازداشت و بازخواست کند.
دفاع امروز من و هر کس دیگری از حسین درخشان، دفاع از هودری وراج و عوضی نیست که پشتیبانی از "حق سفر" و دوستی ملتهاست و البته این درست که شاید این متن را پیش روی حسین درخشان بگذارند تا دربارهی نویسندهاش تکنویسی کند اما باید بر این هراسها پیروز شد چه، پاسداری از حقوق بشر در نهایت پاسداری از حقوق فردی خویش است.
سفر به اسراییل «جرم» نیست، از حسین درخشان و حقوق همهی شهروندان دفاع کنیم(ساسان آقایی)


